هر شب تنهایی
خواهم که به خلوتکده ای از همه دور...من باشم و من باشم و من باشم و من ...

چند وقتیه متوجه شده بودم پدر با کسی وارد رابطه شده

با اینکه مادر چند بار بهش سپرده هزینه دندون پزشکیشو که من قبلا دادم بهم بده نداده

مادر دیروز وقتی با طرف قرار میذاشته ببرتش باغ صحبتشونو شنیده و باهاش قهر کرده

وقتی بهم گف چیزی به روم نیاوردم

امروز دیدم هرچی پس انداز داشته رفته برام میوه خریده تا بلکه یکم خوب شم

نمی دونم غصه چیو بخورم

حداقل ۲۰ تومن دیگه ای لازمه برا دندونای پایینش هزینه شه

هزینه عمل اب مرواریدش

گیر و گورای خودم تو زندگی و نداشتن سرمایه برا خرید لباس و ادامه کارای پیج

محدودیتایی که تو خونه دارم و دنبال اینم یه جای نقلی بخرم و برم

هدف دور دستم اینه یه جا برا خودم بخرم و مادرو بفرستم خونه شریکی با خواهرم و خودمم جدا زندگی کنم

اگه نصف حقوقم برا اون باشه نصفش برا خودم، می تونیم تا حدودی اموراتمون رو بگذرونیم

فکر و ذهنم همش شده پول پول پول

از وقتی خواهرم رفته پشتمم خالی شده

خیلی احساس تنهایی می کنم


+ تاريخ چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ | ساعت0:50 | نويسنده
|