دلت کہ گیـر باشد
رهـــــا نمے شوی !
خـداونـد
بنده گــاטּ ِ خود را
با آنچہ بہ آטּ « دل » بســته اند مے آزمــاید !!

مثل همیشــه برای تــو مــی نویســم ، تو هــم به نیــت هر کــه دوســت داری بخــوان
هــیچ عینــکی دوری تــو را نزدیک نمــی کند !
من مسئول آن چیزی هستم که میگویم نه آن چیزی که تو برداشت می کنی !
درست است که
بعضی ها بوده اند و بعضی ها هستند
و خیلی ها هم بعدا می آیند . . .
اما من میخواهم عزیز ِ دل تو باشم . . .!
میدانی . . . ؟؟

کم سرمایه ای نیست ؛
داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند !
ولی ...
از آن بهتر داشتن آدمهاییست ،
که وقتی حالت را میپرسند ؛
بتوانی بگویی :
... خوب نیستم ...

تراشکـــــــار ماهـــــــری شده ام بس کـــــــه تـــــــو نیـــــــامدی
و من بـــــــرای دلــــــــم بهانـــــــه تراشیدم . . . !
