سلام صبحت بخیر خوبی
ببخشید دیروز خیلی خسته بودم زود خوابیدم
از قبل پول دوره واریز کرده بودیم دیروز و امروز تا ظهر کلاس دارم
از فردا یه سر برم اداره و به یکی دو نفر بسپارم جای خوب سراغ داشتن معرفی کنن و ...
امروز ساعت ۶.۱۵ عصر که تازه از خواب بیدار شده بودم زنگ زدن که دیگه از فردا نیا شرکت
بلخره پرونده این کار هم بسته شد
.
.
نی نی خواهرم امروز ده روزست
هفته بعد تولد خواهرم بود و میخاستم کادو بخرم که نمی تونم
۲۵ تومن از وامی که برا لبتاب گرفته بودم مونده و عملا حقوقی در کار نیست
دکتر موهامم نمی تونم برم. ماهی ۵تومن پولش بود
ماهی ۵ تومنم که برا وام خانگیمه
با همین چندر غازی که ته کیفم مونده باید بسازم تا کار دیگه پیدا کنم و حقوق بگیرم :(
تا کی میخوای غمگین بمونی
+ تا روزی که کار با حقوق بالا پیدا کنم :(
ساعت نزدیک سه شبه و از فکر و خیال نتونستم بخوابم
لباسی که یک و هشتاد پولش بود رو تو با سلام هزار و هشتاد تومن فروختم
وقتی لباس میرسه دست مشتری دو هفته بعدش پول رو میدن برا همین متوجه نشده بودم.
امروز که قضیه رو فهمیدم بطرف زنگزدم گف اجارست و پول لباس همین بوده و صبر کنم یارانشو بگیره و ...
بهش شماره کارت دادم و گفتم قیمت خرید عمده رو واریز کنه و سود و پورسانت باسلامم نمیخاد
دوستم میگه چون اشتباه خودته بهتره توافقی حلش کنی
نمیدونم با اینهمه نشخوار فکری چیکار کنم
هفته پیش ۴۴۰ دادم دکتر همیوپات
دیگه چیزی نمونده که بهش چنگ نزده باشم
همکارم میگه یه سر برم پیش رمال
می ترسم چیزی بگه که بخودم بگیرم و اوضاع از اینی که هست بدتر شه
کاش بمیرم واقعا